طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و نود و ششم :
مهناز اشک عصبی که روی گونهاش چکیده را پس میزند و سمت او خم میشود و با حرص دستش را داخل جیبهای کت نیکداد فرو میکند که نیکداد ساعدش را میگیرد و به صورتش خیره میشود. مهناز بیحرکت به صورت درهم رفته نیکداد زل میزند و قطره اشکی روی گونه استخوانیاش میچکد.
- مهناز نمیشه پیش کسی بروز بدم چی شدم! من هیولام...من آشوبم...من زندگی همه رو داغون کردم...بذار شَّرم رو کم کنم! داشت جون Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
زنده میمونه🥺
۱۰ ساعت پیشمیم
2فقط بخاطر نیکداد که قاتلم نشه وگرنه اون اصلا برام مهم نیست چکار می کنه
۵ ساعت پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
اره میدونم امیرحسین برای خودمم خاکستریه نیکداد تنها قربانیه این داستانه که کسی تا اخرم نفهمید چه طور زجر کشید🥺🥺
۳ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

..م
2امیدوارم امیرحسین زنده بمونه 😔